من ،سال موش و کرگدن جان!
نو بهار آمد، هوا هم تازه شد عاشقی هایم چه بی اندازه شد
نوبهار آمد به کوه و دشت و باغ وه چه زیبا می زند چه چه الاغ!
دور هر گل بلبلی با روسری باز می رقصد به سبک بندری !
دست هر کس توی دست یار خود هرکه سرگرم است با دلدار خود!
عطر گل پیچیده در دشت و دمن من ولی تنها به دور از کرگدن!
البته تنهای تنها نیستم بیکس بیکس در اینجا نیستم !
یک کمی آنسوترک یک موش ناز با سبیل خوشگل و دمبی دراز!
بر پنیری می زند گهگاه گاز نیش خود را می کند بر بنده باز !
گویدم با لهجه ی مخصوص خود با همان تکیه کلام لوس خود !
«آی پاشو از سرجات، آی یره! آی هستم با تو، او گوشات کره؟!»
«تو مخی بختت حسابی وا بره؟ پاشو و سبزه بزن محکم گره!»
«تا بری ماه دیگه ماه عسل! شایدم سال دیگه بچه بغل!»
کرگدن جان، ای نگارین یار من ای تو تنها همدم و دلدار من!
ای تو زیباتر ز هرچه یانگوم! هیکل تو محشر از سر تا دم است!
ای جنیفرلوپز زیبای من! ای که همچون دخر شایسته ای !
کاش در این سال نو، این سال موش
آید آن قلب تو هم اندر خروش!
عیدتون مبارک ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
